چگونه هنر مي تواند در اصلاح الگوي مصرف موثر باشد؟
دكتر ابراهيم فياض استاد حوزه و دانشگاه در پاسخ به اين سئوال معتقد است :« هنر ايراني نيز لودگي اجتماعي ايرانيان را متجلي مي كند. از آنجايي كه جامعه ما در حوزه هاي اقتصادي، سياسي و اجتماعي لوده بوده است . اين لودگي در هنر نيز تجلي پيدا كرده است.»
علت اين امر نيز به نظر فياض« عدم نهادينه شدن عقلانيت در جامعه ايراني است.» وي با اشاره به تقابل عقلانيت با تصوف، معتقد است « اگر در يك جامعه اي تصوف ورود پيدا كرد و اصالت يافت. افراد آن جامعه به باطن اصالت خواهند داد و ديگر ظاهر اهميتي ندارد.»
در چنين حالتي است كه به نظر فياض «دورويي و نفاق در جامعه گسترش پيدا مي كند. تجمل به وجود مي آيد و افراد جامعه سعي مي كنند چيزي غير از آنچه هستند را نشان دهند. فقير اداي غني را در مي آورد و شيك پوش آدمي است كه ظاهر شيكي دارد در حالي كه باطنش خراب است.»
در حالي كه جامعه عقلاني به توليد اهميت مي دهد جامعه تصوف گرا به مصرف گرايش پيدا مي كند و مصرف گرايي در ايران پديده اي تاريخي است. شهر يزد نمونه اي از جامعه عقلاني است كه بيشتر توليد مي كند و كمتر مصرف. اما در ساير اجتماعات تصوف اصالت پيدا مي كند و مصرف گرايي نيز به تبع آن رواج مي يابد.« و هنر كه تجلي معناهاي هر اجتماعي است، بازتاباننده لودگي اجتماعي است.»
از ديگر محورهاي مورد اشاره فياض، تقابل هنر مردمي و هنر فاخر در جامعه ايراني است كه مصداق بارز آن تقابل تلويزيون به عنوان پيرو هنر مردمي و سينماي طرفدار هنر فاخر است. در حالي كه اغلب سريال هاي تلويزيوني جوامع عقلاني چون آلمان هدفدار بوده و در صد القاي رفتارهاي خاص به مخاطبينش مي باشد، «سريال هاي تلويزيوني ما نيز سرشار از لودگي است. مقايسه كنيد سريال نرگس را با پزشگ دهكده » در اينجا نيز به جاي اينكه هنر رياليستي ما عقلاني باشد به ترويج لودگي ي پردازد. و با اين تحليل ها بدبيناننه ترين نتيجه ممكن استنتاج مي شود« با اين نظام نشانه ها كشور ما در الگوي مصرف به جايي نمي رسد».
علی رضا اقتصاد هستم.متولد سال 1345 هجری شمسی دبیر آموزش و پرورش استان اصفهان با بیش از 29 سال سابقه ی خدمت در زمینه ی آموزش هنر مدارس ابتدایی،راهنمایی،متوسطه و دانشکده ها.