بسيج در انديشه امام (ره)
اگر بخواهيم مفهوم بسيج و بسيجي را در ادبيات انقلاب اسلامي جستجو کنيم، چاره اي جز بيان مراد حضرت امام (ره) از بسيج و بسيجي نداريم. در انديشه امام(ره) بسيج نهادي است اجتماعي با ابعاد متعدد. در اين نگرش بسيج ديگر صرفاً سازماني نظامي نيست که فقط در زمان جنگ و براي دفاع در مقابل دشمن شکل گرفته باشد، بلکه نهادي است وسيع و پاسخگوي نيازهاي اساسي و حياتي جامعه و با اجزاي ديگر نظام، چنان هماهنگي و پيوند دارد که انفصال آن جز با انحلال جامعه اسلامي متصور نيست. بسيج در صورتي مي تواند نهادي جامع و شامل جهات متعدد و پايدار شناخته شود که نيازهاي دايمي و باورها و ارزش هاي فرهنگي پديد آورنده آن به روشني تعريف شوند، اين نيازها ممکن است اقتصادي، سياسي، فرهنگي و يا نظامي باشند.
به فرموده امام(ره) « بسيج شجره طيبه و درخت تناور و پر ثمري است که شکوفه هاي آن بوي بهار وصل و طراوت يقين و حديث عشق مي دهد، بسيج مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهيدان گمنامي است که پيروانش بر گلدسته هاي رفيع آن، اذان شهادت و رشادت سر داده اند. بسيج ميقات پا برهنگان معراج انديشه پاک اسلامي است که تربيت يافتگان آن، نام ونشاني در گمنامي و بي نشاني گرفته اند.»
مسئوليت هاي بسيج
با توجه به جايگاه بسيار حساس بسيج در نشان دادن چهره نظام جمهوري اسلامي و ايجاد جاذبه در درون جامعه براي مشارکت و جذب هر چه بيشتر جوانان و نوجوانان به سمت الگوهاي سازنده مبتني بر هويت ملي – مذهبي از ديدگاه مقام معظم رهبري، بسيج و بسيجي مسؤوليتي سنگين را به عهده داشت و توانست يک ارتش معنوي مردمي را پايه ريزي کند. به طوري که امام خميني(ره) در مورد بسيجيان قهرمان فرمودند: شما آيينه مجسم مظلوميت ها و رشادت هاي اين ملت بزرگ، در صحنه نبرد و تاريخ مصور انقلابيد. شما فرزندان مقدس و پرچمداران عزت مسلمين و سپر حوادث اين کشوريد. شما يادگاران و همسنگران و فرماندهان و مسؤولان بيداردلاني بوده ايد که امروز در قرارگاه محضر حق مأوا گزيده اند. من به طور جد و اکيد مي گويم که انقلاب و جمهوري اسلامي و نهاد مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامي که بحث از بزرگ ترين سنگرهاي دفاع از ارزش هاي الهي نظام ما بوده و خواهد بود، به وجود يکايک شما نيازمند است چه صلح باشد و چه جنگ.
در طول 8 سال دفاع مقدس، بسيج آن چنان ظاهر شد که دشمنان اعتراف کردند که قدرتي که در بسيج نهفته، توان مقابله با يکايک ارتش هاي کلاسيک جهاني را دارد. دشمن که سوداي فتح سه روزه را در سر مي پروراند، در همان روزهاي نخستين با مردمي مواجه گشت که با دست خالي اما با سلاح ايمان و اعتقاد به ارزش هاي الهي و انساني به دفاع از کيان مقدس نظام اسلامي برخاسته بودند و از ايثار جان خويش دريغ نمي کردند.
جوانان سلحشوري که به فرمان امام(ره) در پايگاه هاي مقاومت تحت عنوان بسيجي گرد آمده بودند و با کوچک ترين اشاره ايشان به جبهه هاي نبرد هجوم مي بردند و تا آخرين قطره خون خويش ايستادگي و مقاومت مي کردند وظيفه بسيج فقط به جنگ و مساله نظامي محدود نمي شود و امنيت داخلي کشور در سخت ترين شرايط يعني دوران فعاليت منافقين و ديگر گروه هاي ضد انقلاب که با کمک کشورهاي خارجي ذي نفع در ايران درصدد آشوب و تنش و تجزيه و جدايي قسمت هايي از خاک کشور بودند، به مدد نيروي بسيج و پايگاه هاي مقاومت حفظ شد. در حوادث طبيعي و بلايا، همچون زلزله، سيل و طرح واکسيناسيون فلج اطفال حضور بسيجيان گره گشاي مشکلات و مايه دلگرمي مردم و مسؤولان بوده است. کما اين که در حادثه اسفبار زلزله رودبار در سال 1369 سرعت عمل و ايثار نيروهاي مردمي در عمليات نجات به حدي بود که خارجيان حاضر در منطقه با اظهار تعجب از حضور گسترده بسيجيان اقرار کردند که به حضور آنان احتياج نيست. در زلزله اسفبار استان قزوين، در همان ساعات اوليه، مردان بسيجي در منطقه زلزله زده در کنار نيروهاي امداد هلال احمر و ... و زنان بسيجي در شهرها با تشکيل صف هاي بسيار طويل اهداي خون و اهداي کمک هاي نقدي و جنسي جهانيان را به تحسين واداشت. امام خميني(ره) در مورخ 2/9/67 در هفته بسيج درباره خطر غفلت از بسيجيان و روحيه بسيجي گري به مسؤولان پيامي را صادر مي فرمايند.
ايشان فرمودند: «من دست يکايک شما پيشگامان رهايي را مي بوسم و مي دانم که اگر مسؤولان نظام اسلامي از شما غافل شوند، به آتش دوزخ الهي خواهند سوخت. بار ديگر تأکيد مي کنم که غفلت از ايجاد ارتش بيست ميليوني (بسيج) سقوط در دام دو ابرقدرت جهاني را به دنبال خواهد داشت. من از تمامي بسيجيان خصوصاً از فرماندهان عزيز آن تشکر مي کنم و از دعاي خير براي اين فرزندان با وفاي اسلام غفلت نخواهم نمود».
آري، مسؤولان در برابر حفظ روحيه ايثار و خدمت که از ويژگي هاي بسيجيان است، مسؤول هستند، هر گونه تجمل گرايي و عدم کارايي در عرصه مسؤوليت و بي توجهي به روحيه و عواطف مردم خطري است که مي تواند به نهاد بسيج در عرصه هاي خطر، ضربه وارد کند.
علی رضا اقتصاد هستم.متولد سال 1345 هجری شمسی دبیر آموزش و پرورش استان اصفهان با بیش از 29 سال سابقه ی خدمت در زمینه ی آموزش هنر مدارس ابتدایی،راهنمایی،متوسطه و دانشکده ها.